نقد کتاب بیژن عبدالکریمی: پرسش از امکان دینی باید 100 سال پیش مطرح می شد ***

درخواست حذف این مطلب
عبدالکریمی (متولد ۱۳۴۲ در تهران) فیلسوف ایرانی و دانشیار گروه فلسفه آزاد ی واحد تهران شمال است.

 بیژن عبدالکریمی، دانشیار گروه فلسفه آزاد ی که جدیدترین اثر او «پرسش از امکان دینی در جهان معاصر »است ، می گوید : پرسش از امکان امر دینی در جامعه ما می بایست صد سال پیش مطرح می شد.

به گزارش روز دوشنبه ایرنا، عبدالکریمی، دانشیار گروه فلسفه آزاد ی به مناسبت روز جهانی فلسفه در تالار فرهنگ پردیس فار تهران در قم سخنرانی کرد ، اظهارات وی برگرفته از کتاب اخیر او به نام «پرسش از امکان امر دینی در جهان معاصر» بود.

عبدالکریمی (متولد ۱۳۴۲ در تهران) فیلسوف ایرانی و دانشیار گروه فلسفه آزاد ی واحد تهران شمال است.

وی از اعضای هیات مدیره انجمن فلسفه میان فرهنگی ایران است. پژوهش های او عمدتاً در حوزه نقد سنت های فکری، فلسفه هایدگر، فلسفه فرهنگ و فلسفه است.

عبدالکریمی دوره کارشناسی و کارشناسی ارشد فلسفه را به ترتیب در سال های ۱۳۶۷ و ۱۳۷۳ در تهران به پایان رساند و در سال ۱۳۸۰از دوره ی فلسفه در ی علیگر هند فارغ حصیل شد.
دانشیار فلسفه آزاد ی در ابتدای ارائه نکات خود ضمن دینی خواندنِ سنت تاریخی و نظری ما در عین حضور مؤلفه های دیگر گفت: پرسش از امکان امر دینی در جامعه ما می بایست صد سال پیش مطرح می شد. در عین اینکه رضا داوری اردکانی در مراسم رونمایی از کتاب در نکته ای متفاوت گفته است که این کتاب می باید بیست سال بعد چاپ شود!

در ادامه عبدالکریمی جامعه امروز ایران را بعد از همان اولین مواجهه ها با غرب در یک طیف، قابل تصور و تحلیل و دسته بندی در دو قطب معرفی می کند. قطب سنت گرایانی که دنیای مدرن و مؤلفه های جهان جدید را به رسمیت نمی شناسند و قطب نوگرایانی که در ضدیت با سنت، سنت را عامل عقب ماندگی و امتناع تفکر در جامعه ایران می دانسته اند دوگانه این تحلیل در جهت تصور بهتر است و نافی طیفی بودن مواضع و تعدد گرایش ها میانه این طیف نیست.

به نظر عبدالکریمی دوقطبی سنت گرایی و نوگرایی در مشاهدات روزمره اجتماعی و حتی در تاریخ معاصر نیز قابل ردگیری و مشاهده است. گروهی از مردم تعطیلات را در مراکز زیارتی و گروهی آن را در جزیره های تفریحی می گذارنند. مشروعه خواهی و مشروطه خواهی، دو طیف نهضت ملی نفت و قطب های درگیر در فضای بعد از انقلاب به روشنی گواه این تضاد و اصطکاک باورها است .
عبدالکریمی گفت : نزاع اصلی میان این دو قطب به واسطه دینی بودن سنت ما بر «امر دینی» است. قطب سنت گرا بر دین گرایی تاکید دارد و قطب نوگرا بعضاً با تکیه بر ملی گرایی یا با آن می ستیزد و یا آن تاکید و تعمیم امر دینی به همه مناسبات و حوزه ها را نمی پسندد و روا نمی دارد.

پرسش اصلی و محوری عبدالکریمی این است که در این نزاع محل مناقشه مشخص نیست. یعنی در این میان معلوم نیست که امر دینی دقیقا به چه معناست که یک سو از آن دفاع می کنند و پسوند دینی را به همه حوزه ها تعمیم می دهند و طرف دیگر به این رویکرد حمله می کند و درصدد طرد و تحدید آنند.

به بیان دیگر دعوا برقرار است، اما موضوع دعوا دقیق تعریف نشده است. گویی دین در این مناقشات تنها اشتراکی لفظی است که گروه ها و دسته های مختلف از آن مرادهای مختلفی را برداشت می کنند. از این رو اولین گام مشخص کرن محلّ بحث و معرکه اختلاف و مراد دقیق تر و تحلیلی تر از «امر دینی» ست.

ادامه تلاش و بیان بیژن عبدالکریمی در روشن معنا و تبیین سلبی و ایج از معنای امر دینی و زدودن مغالطه های پیرامونی این مفهوم است.رویکرد او سلبی ست. از نظر او امر دینی در این بیان، دست کم چهار چیز نیست. چیزهایی که بعضاً به اشتباه با امر دینی ی ان گرفته می شوند و از اساس مغالطه های اختلاف برانگیزی را موجب می شوند. اولاً دین فرهنگ نیست. فرهنگ به معنای رویدادگی یا آنچه در بیان های فلسفیfacticity (واقع مندی یا مجعولیت) می نامند.

«مجعولیت یعنی موارد و مؤلفه هایی که ما در آنها به تعبیری قرار داده یا پرتاپ شده ایم. اینکه مثلا ایرانی هستیم، اینکه در زمانه حاضر به دنیا آمده ایم، اینکه رنگ پوستمان فلان است، والدین مان فلان افرادند و ... همه از سنخ مجعولیت یا واقع مندیهای غیرارادی و غیراختیاریِ فرهنگی مایند. به این اعتبار دین هم می تواند جزئی از مجعولیت غیراختیاری و فرهنگی به ارث رسیده ی ما باشد. با این بیان امر دینی امری فرهنگی نیست. دوماً دین نظام اعتقادی و کلامی و فقهی نیست. ی ان انگاشتن دین با مجموعه ای نظام اعتقادی و کلامی و فقهی تقلیل امر دینی به مجموعه ای از گزاره های معرفتی و احکام فقهی ست. »

وی می افزاید : ان در این تحلیل آورنده ایمانند و این متکلمین و فقیهانِ پس از انند که دست به ساختارمند و نظام سازی اعتقادات حاصل از آن ایمانِ گرم اولیه می زنند. چیزی که حتما معادل و مترادف آن گوهر ایمان و امر دینی نیست. سوماً منظور از امر دینی اُبژه و موضوع پژوهش بودنِ دین هم نیست. یک شخص می تواند دین پژوه باشد و در عین حال اصلا از نظر شخصی دیندار و مؤمن نبوده و طعم ایمان دینی را نچشیده باشد. همچنانکه کثیری از دین پژوهان مشهور عالم مدرن سالها دلبسته و دغدغه مند پژوهش در امر دینند، اما به آن اعتقاد و ایمانی نمی ورزند. همچنانکه ی میتواند بی آنکه مزه عاشقی را تجربه کرده باشد، در رابطه با عشق پژوهشی مفصل کند.

به بیان عبدالکریمی در هیچ دوره ای از تاریخ بشر به اندازه زمانه معاصر درباره دین پژوهش های گسترده نمی شده است و در هیچ دوره ای هم به اندازه زمانه امروز فقدان امر دینی حس نمی شود! این پارادو ی تأمل برانگیزست. همچنانکه همزمان با مرگ عالم شرق در جهان امروز، جهان پُر از پژوهش های شرق شناسانه است. چهارماً دین ایدئولوژی نیست. ایدئولوژی اساساً پدیده ای مدرن و متعلق به انسان اومانیستی ست که می خواهد جهان را به دست و اراده خود بنیاد خود تغییر دهد. نمونه ای بومی از رویکردهای ایدئولوژیک به دین در تاریخ معاصر تبلیغات و اعتقادات گروه های نظیر فرقان بود که همه گونه پسندهای پیشینی خود را از دل قرآن است اج می د.

دین از نظر فلسفه آزاد واحد تهران شمال، وقتی ایدئولوژیک می شود، اتفاقاً سکولار می شود. به گواه تاریخ و تجربه بشر رشد سکولاریسم در یک همزمانی دسوز، با تقلیل دین به ایدئولوژی و ترویج و تحمیل دین ایدئولوژیک بوده است.

دانشیار آزاد در ادامه سخن خود برای تعریف امر دینی که به ظن او محل مناقشه و پرسشی تبیین نشده است، اظهار داشت: «اگر سخن از فقدان امر دینی در جهان امروز می گویم، به معنای مرگ و فقدان مرادهای مغالطه برانگیز قبلی نیست. اتفاقا دین در هر چهار تعریف که سخنش رفت، امروزه به قوّت و شدّت حاضر است.

« امر دینی به تلقی من نه یک فرهنگ و نه یک نظام اعتقادی و نه یک موضوع مطالعاتی و نه یک ایدئولوژی و فکری ست. بلکه یک نحوه تحقق انسانی، یک نحوه هستی انسانی، مأوا گزیدن در ساحت قدس و خانه در الوهیت و ظهور و تجلی امر قدسی در احساس و شه و زبان و کنش فرد است. چیزی که ما آن را در حضور یک فرد بهره مند از این امر، با بهجت و مغناطیس حضور احساس می کنیم. به این معانی که شرحش رفت، تحقق امر دینی در جهان معاصر اگر نگویم ممتنع، بلکه بسیار سخت است. ی که خام شانه از دینی همه چیز سخن می گوید، نمی داند چی می گوید و از عمقِ چه تحقق سخت و ممتنعی در جهان معاصر سخن می راند.»

ادامه سخن این به بیان دلایل سختیِ تحقق امر دینی با توجه به ویژگی های زمانه حاضر اختصاص یافت. از نظر عبدالکریمی، انسان موجودی تاریخی ست. در عصر پوچ گرایی و سوبژکتیویسم اثبات گرا (پوزیتیویستی) و رواج نسبی گرایی معرفتی و ... امر دینی به معنای گشودگی در عالم امر قدس برای بشر امروز دیریاب است. گواه این موضوع جایگاه و کارکرد متون مقدس در جهان امروز در نسبت با جهان سنت است. جایگاهی که این کتب گویی برای انسان امروز رس وجود شناسانه سابق را ایفا نمی کنند. انسان جدید آن نسبت و مواجهه وجودی و درونی ای که انسان جهان سنت با کتب مقدس برقرار می کرد، نمی تواند برقرار کند.

وی تصریح کرد : در نسبت با انسان قدیم، قرآن برای حتی یک مسلمان و انجیل برای یک ییِ معتقد کمتر جایگاهی شفابخش و نقشی سیرابگر را ایفا می کند.
عبدالکریمی در تشریح بیشتر این نکته می افزاید: متون مقدس و دینی قوام بخش عالَمیت خود بودند. اصلا عالمیت جهان قدیم مبتنی بر معارف کتب مقدس بود. منظور از عالَمیت، کلیت اجزاء ، تصویر و تعاریفی ست که انسان از عالم پیرامونی خود در ذهن دارد و به آن اجزاء منتسب می کند. عالَمیت عالَم دینی با ظهور دنیای مدرن به پایان می رسد و ذهن و ضمیر انسان مدرن قواره ی تازه ای به قامت هستی می دوزد. قواره ای که تابع علم و معارف مدرن با همه مشخصات مقبول یا نامقبولش است.

«در جهان معاصر عالمیت جهان گذشته کمرنگ شده است. عالمیتی که جهان را رازآلود می کرد و رسیدن به فراسوی آگاهی را برای انسان قدیم ممکن می ساخت. در جهان علمی جدید پس از ظهور انی چون دکارت و کانت و مدعای امثال آنان مبنی بر عدم امکان دسترسی انسان به ساحات فراآگاهی، دسترسی به بُعد فراآگاهی سخت و شک آمیز شده است و خود این یکی از مولفه های مهم عالَمیت جدید است. عالَمیت امری محقق شده در بیرون از ماست و فارغ از داوری و باورهای ما، حاکی از اتمسفر حاکم و حاضر بر شاکله ذهن هاست.

فلسفه آزاد در پایان ضمن شنیدن و مرور پرسش ها و نقد های حاضرین، به سوالات چالشی آنان پاسخ گفت. در بیرون از سالن برگزاری نشست نیز کتاب های منتشره بیژن عبدالکریمی و به ویژه کتاب تازه انتشار مورد بحث یعنی «پرسش از امکان امر دینی در جهان معاصر» با تخفیف به دانشجویان، اساتید و علاقه مندان عرضه شد.